در نیمه مبارک رمضان سال سوم هجرت در خانه امام علی (ع) و حضرت زهرا (س) کودکی پا بر عرصه وجود نهاد که ایشان را "حسن" نامیدند. شخصیتی که پس از امیرالمومنین (ع) عهدهدار امامت و رهبری انسانها شد و ایشان بخاطر کرامت در رفتار به کریم اهل بیت (ع) مشهور شدهاند ولی متاسفانه شخصیت و سیره عملی آن حضرت کمتر در جامعه ما اشاعه یافته است. کسی که پیامبر در مورد ایشان و برادر بزرگوارشان گفته است: "حسن (ع) وارث شکوه و بزرگی من و حسین (ع) وارث سخاوت و شجاعت من است."
گروه دین و معارف اسلامی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)/ معصوم چهارم و امام دوم، امام حسن (ع) دارنده دو لقب معروف "مجتبی" و "سبط اکبر" هستند. پدر و مادر ایشان حضرات معصومین علی (ع) و فاطمه )س) هستند و زمان و محل تولد ایشان شب نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجرت در مدینه است. همچنین امام حسن (ع) در 28 صفر سال 50 هجری در سن حدود 47 سالگی به دستور معاویه، توسط جعده، در مدینه، مسموم و به شهادت رسید و مرقد مطهر ایشان در قبرستان بقیع واقع در شهر مدینه است.
دوران زندگی آن حضرت را میتوان به سه بخش عصر پیامبر (ص) (حدود 7 سال)، همراهی با پدر (حدود 30 سال) و عصر امامت (10 سال) تقسیم کرد.
زندگی در عصر پیامبر (ص(
امام حسن مجتبی (ع) در دوران حیات پیامبر به همراه برادرشان مدام تحت تکریم و احترام رسول گرامی اسلام (ص) قرار داشتند به نوعی که آنها را در دوران کودکی بر دوش خود سوار میکردند و در سالهای بعد در همان دوران برخی مواقع حتی پاسخگویی به برخی از سوالاتی که از آن حضرت میشد را بر امام حسن مجتبی (ع) واگذار مینمود و در مورد ایشان فرموده است که "خدایا، من حسن (ع) را دوست دارم و آن کس که حسن (ع) را دوست بدارد، دوست دارم" و نیز خطاب به شخص ایشان فرمودهاند که "تو از نظر صورت و سیرت، مانند من هستی".
امامت امام حسن مجتبی (ع)
در این دوران امام به مقابله با اقدامات صورت گرفته از سوی معاویه و در نهایت جنگ با وی پرداخت و به دلیل سستی یارانش در وفاداری به ایشان مجبور به قبول صلحنامه شد. همچنین در ادامه این دوران در حقیقت به سرپرستی جامعه اسلامی پرداختند و در جهت جلوگیری از انحرافات و اشاعه فرهنگ صحیح اسلامی اقدام کردند.
در همان عصر، آن امام بزرگوار در پاسخ به سوالات و اعتراضات افراد و گروههای مختلف نسبت به قبول صلح از سوی آن حضرت پاسخهایی دادهاند که بخشی از خلاصه آنها اینگونه است: 1- یار و یاور نداشتم 2- یارانم پراکنده و دارای عقاید گوناگون هستند 3- اراده خداوند هر روز شکل مخصوصی دارد (اکنون شکل مبارزه باید به شکل دیگری باشد) 4- به خاطر حفظ خون مسلمانان صلح کردم و اگر چنین نمیکردم یک نفر از شیعیان ما در روی زمین باقی نمیماند 5- "داستان صلح من مانند داستان خضر و موسی (ع) است که خضر (ع) کشتی را سوراخ کرد تا به دست صاحبانش برسد وگرنه طاغوتیان آن را تصرف میکردند، موسی (ع) چون از راز موضوع بیخبر بود از عمل خضر (ع) خشمگین شد، ولی وقتی که به راز آن پی برد، آن را پسندید" امام حسن (ع) پس از ذکر داستان خضر (ع) فرمود: شما نیز به خاطر ناآگاهی به راز صلح، بر من خشمگین شدهاید، اگر راز آن را میدانستید، آن را میپسندیدید 6- از عقل و خرد دور است که من چیزی (جنگی) را که آماده آن نیستید به شما تحمیل کنم.
نمونههایی از رفتار امام حسن مجتبی (ع(
روزی یکی از کنیزان آن امام شاخه گلی را به ایشان اهدا کرد و امام آن شاخه گل را گرفت و به او گفت: "تو را در راه خدا آزاد کردم" و وقتی از ایشان در مورد این بخشش سوال شد، امام (ع) فرمودند: "خداوند در قرآنش ما را این چنین تربیت کرده است، آنجا که میفرماید «هنگامی که کسی به شما تحیت میگوید، پاسخ او را به طور بهتر، یا همانگونه بدهید» و پاسخ بهتر به وی همان آزاد کردن او است.
www.p.j_iran@yahoo.comجعفر پورابراهیم